آینده ی زبان فارسی در ازبکستان

آینده ی زبان فارسی در ازبکستان

دکتر علی رواقی[1]

آن طور که‌ از دور و نزدیک می‌شنویم و می‌بینیم و خود دیده‌ام که دولت ازبکستان در رودررویی شدید با فارسی زبان‌هاست، برای فارسی زبانان آزادی سخن و گفتار وجود ندارد، برای فضای فارسی محدودیت‌ها...ی شدید ایجاد شده است. چنانچه کتاب و نشریه با این زبان چاپ نمی‌شود و مردم سمرقند و بخارا همه در تنگنای فکری و زبانی قرار دارند.
این‌ها [تاجیک های ازبکستان و تاجیکستان] هم مثل کره شمالی و جنوبی شده‌اند. آن‌ها را از هم جدا کرده اند تا فارسی را از بین ببرند. این واقعیت است و سیاست استالین بود که‌ اگاهانه صورت گرفت. اگر این طور نبود چرا سمرقند و بخارا در اختیار تاجیکستان قرار نگرفت؟

سیاست استالین این بود که کشورهای زیر سلطه‌اش را صاحب همه چیز نکند و همه را به ‌همدیگر نیازمند و وابسته نگاه دارد. به‌ این جهت بود که مثلاً جایی را برای پرورش پنبه ‌اختصاص داد، جای دیگر را برای رنگرزی و نساجی، پارچه شدنش در جای دیگر بود و یکی از زیان‌هایی که ‌این کشورها پس از استقلال با آن مواجه شدند، همین کمبود و نارسایی‌ها بود.

ببینید، تاجیکستان پنبه زیاد تولید می‌کند، ولی اوایل مجبور بود کارکرد آن‌ها را در جای دیگر انجام دهد. و این کمبود، مخصوصاً پس از فروپاشی شوروی بیشتر بروز نمود و دامنگیر اقتصاد این کشورهای تازه ‌استقلال شد. این سیاست آگاهانه بود که ‌از سوی دست اندرکاران وقت برنامه‌ریزی می‌شد. از سوی دیگر این سیاست بر معنویات نیز تأثیر گذاشته بود و از جمله موضوع بحث ما ‌هم که گویش‌های ایرانی می‌باشد، زبان فارسی در قیاس با دیگر زبان‌ها خیلی کم کار شده ‌است، دانشمندان روسی ‌هم سعی می‌کردند فارسی را در حد یک گویش وخی یا سنگلچی نگاه دارند و آن تفاوتی که میان فارسی و تاجیکی و دری شکل گرفت، به دست دشمنان این زبان، پان‌ترکیست‌ها امکان داد این اختلاف را دامن زنند و گسترش دهند.

سرکوب شدن زبان فارسی در ازبکستان نیز از همین‌جا منشأ می‌گیرد. هر چند در ابتدا یک زمره دانشمندان، از جمله خود استاد عینی، با ازبکی می‌نوشتند، ولی متوجه شدند اگر این روند ادامه یابد، فارسی را از دست می‌دهند. به‌ هر صورت، من آینده زبان فارسی تاجیکی را در ازبکستان روشن نمی‌بینم،

هر چند رئیس جمهوری آن آقای اسلام کریم‌اف خود یک سمرقندی است، اما شدیداً در مقابل رشد زبان فارسی می‌ایستد. در تاجیکستان یک پدیده‌ای که ‌اخیراً به مشاهده می‌رسد کاربرد زبان فارسی ایران است و این موضوع به ویژه در آثار مرحوم محمد زمان صالح بیشتر احساس می‌گردد. ضمن اینکه واژگان محلی را به کار می‌گیرد، گرایش به نحو زبان فارسی دارد.
استاد بهمنیار هم با وجود همه تصویرهای شاعرانه‌ای که در آثارشان هست، آن حرکتی که پس از سال‌های 70-1968 میلادی که یک نوع کنار گذاشتن تأثیر زبان روسی در تاجیکستان به وجود آمده، ادامه می‌دهند.

این است که در فارسی فرارودی الان روسی چندان جایگاهی ندارد و یک گرایش مخصوص نسبت به فارسی ایران دیده می‌شود که طبیعی‌ هم هست، چون ایران از لحاظ جمعیت بزرگ است، ثروت زیاد دارد و فارسی‌ هم در اینجا صیقل خورده و آن محل گرایی که پیشتر گفتم به نفع تاجیک ها انجام یافت، سال‌ها است که در ایران از میان رفته‌ است و مردم همه با یک زبان واحد ادبی می‌نویسند این محل‌گرایی در افغانستان نیز متاسفانه ‌هست و این است که در این کشور هم زبان، به یک زبان واحد نوشتاری نرسیده‌اند. در ایران بسیاری از نویسندگان از واژگان محلی استفاده می‌کنند، ولی آنها واژگان را از زبان قهرمان داستان و یا در بیان فضای اثر به کار می‌برند، اما در ایران به یک زبان معیار رسیده‌ایم، ولی در تاجیکستان و افغانستان به ‌این معیار هنوز نرسیده‌اند.

امکان روی کار آمدن زبان معیار برای ‌همه فارسی زبانان که در همه مناطق فارسی‌گوی قابل قبول باشد بسیار زیاد است و احتمال پیروزی فارسی ایران نسبت سایر مناطق بیشتر است؛ یعنی ممکن است ما شماری از واژگان آن جای‌ها را بگیریم، ولی چیرگی فارسی ایران مورد علاقه مندیِ ‌ادیبان این زبان ها است.

در آثار حکیم کریم، نویسنده روانشاد تاجیک، واژگان ترکی فراوانند، اما در اشعار خانم فرزانه، شاعر سرشناس تاجیک هر چند خجندی است، کلمات محلی را نمی‌بینیم. با گونه فارسی روان می‌نویسد که برای ایرانیان قابل فهم است. در این زمینه ‌استاد شادروان لایق شیرعلی نمونه برجسته بود که ‌اشعارش را با زبان ساده و روشن فارسی می‌نوشت، اما همچنانکه گفتم آن محل‌گرایی و حوزه‌گرایی‌ها به ‌این زودی‌ها از میان نخواهد رفت.

در تحقیقاتی که درباره گویش‌های ایرانی انجام داده ام، متوجه شدم که چه قدر شباهت‌ها میان ما فارسی زبانان وجود دارد، فکر نمی‌کردم، مثل واژه «پاخسه» (دیوار گلی) را در ایران به کار برند، اما در جنوب ایران این واژه کاربرد دارد. یا در لهجه ‌همدان کلمات فراوانی‌ هست که در تاجیکی استفاده می‌شوند. چنانچه، در ما واژه «چول» نه ‌همیشه به معنی بیابان، همان‌طور که در آسیای مرکزی به کار می‌رود، استفاده می‌شود، اما در همدان این واژه به‌همین معنی «زیاد» به کار می‌رود. نویسندگان مشهور ما - صادق چوبک، جمال زاده، احمد محمود، محمود دولت آبادی- از واژگان محلی خود فراوان استفاده کرده‌اند. چنانچه‌ احمد محمود کلماتی را کار گرفته که برخی از آن‌ها در متون کهن فارسی کاربرد داشته ‌است. به‌ هر صورت، من در این موضوع نظر نیک دارم و زمینه را برای شکل گیری زبان واحد معیار فارسی فراوان می‌بینم.

....

1. دکتر علی رواقی (متولد ۱۳۲۰، مشهد) استاد ادبیات فارسی، قرآن‌پژوه و عضو پیوسته ی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است.
/ 1 نظر / 119 بازدید
كوروش

پارس ها هيچ گاه زير بار زور عرب و ترك وحشي نرفته و نميروند.بر ايرانيان ساكن تركستان جنوبي واجب است كه از خود مقاومت نشان داده و در برابر ترك هاي وحشي عكس العمل نشان دهند و سعي در گرفتن استقلال از ازبكستان كنند.