"حیات نعمت سمرقندی" شاعر پارسی زبان سمرقندی

ناشران سمرقندی و همین‌طور ازبکستانی، توانایی و جسارت انتشار کار کسی چون استاد حیات نعمت سمرقندی را ندارند؛ شاعر پارسی زبانی که هیچ گاه شعرها و فعالیت‌هایش مورد پسند دولت ازبکستان قرار نگرفته است:


بارها گر خانه‌زندان گشته‌ام

گاه زیر پتک سندان گشته‌ام

از غضب لب زیر دندان گشته‌ام

مدعی بشنو ز دو گوشت، بدان!

من نترسم تا نترسد این جهان!

چشم چل دیوار به رویم گشته است

چل تفنگش ار به سویم گشته است

پایمال خسم کویم گشته است

مدعی بشنو ز دو گوشت، بدان!

من نلرزم تا نلرزد این جهان!

یار و دوستانم اگر بفروختند

آتش خشم‌ام زیاد افروختند

بعد از آن بر ورطه‌ای انداختند

مدعی بشنو ز دو گوشت، بدان!

من نرنجم تا نرنجد این جهان.

/ 3 نظر / 35 بازدید
آذر زمانی

شعر بسیا زیباییست منتظر حضورسبزتان هستم