سمرقندم عروس محزون و بی لبخندم

 

سمرقندم عروس محزون و بی لبخندم
دور از تو عین ... در نگینم
میان گریه می خندم...
دور از تو، اما باز در وصف تو نطفه می بندم

دوراز تو، اما همچنان، چشمانم سغدی ست...
... زبانم فارسی ست و دستانم تا ابدیت در دامان توست...
ای سمرقندم.
دور از تو، جای دگر نمی شود، که دل بندم

شهزاده سمرقندی
/ 0 نظر / 44 بازدید