سمرقند و بخارا

جمعیت پارسی ‏زبانان کشور ازبکستان که پرجمعیت ترین و تاثیرگذارترین کشور آسیای میانه است گروهی فراموش شده‏اند. تقریباً نیمی از جمعیت 28 میلیونی‏ این کشور را این ایرانی تباران تشکیل میدهند. ازبک‏های حاکم ، میانه خوبی با تاجیک‏های هم‏مرز خود در کشور تاجیکستان ندارند و تاجیک‏های داخل ازبکستان را نیز به نوعی مقهور فرهنگ ازبکی کرده‏اند. در نتیجه وقتی به پارسی‏زبانان این سرزمین باستانی و به یاد مانده از دوران امیر اسماعیل سامانی می‏نگری، هم احساس غرور می‏کنی و هم بغض گلویت را می‏گیرد. بخارا(این شهر ایرا

محمــد جان شـکوری بخارایی : عـزیز مــن ، خــراسان است این جا !
ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

محمــد جان شـکوری: عـزیز مــن ، خــراسان است این جا !

 

نویسنده : رحمــت کـریم دولـت.

برگرداننده از کریلیک به خط پارسی : نصیب جان امانی

 

استاد شــکـوری از پیشوایان حـرکت های مـلی و اولـیِـن شــخصــیت تاجـیـک است، که "چهره ماندگار ایران" عـنوان شــد. مـحـمـدجان شـکـوری فــرزند یکی از آخــریـن قاضی کلان های امارت بـخارا ، صـد ر ضیاست. د ر ضمن صـد ر ضیا یکی از مــعارف پـروران آغاز عصر گــذشته بـود ، کـه د ر باره مــناســبــت او با اهل عـلم و اد ب و مــخصــوصـآ ضیاییان آن زمان د ر اثـرهای اساس گـزار ادبـیات مــعاصـر تاجـیِـک صـدرالد یـن عینـی زیاد گــفتـه شــده است. اما از زندگی این شـخصیـت کـه هــمچــنـیـن از خـود آثار ادبـی و تـاریخــی نـیـز بـه میراث گـذاشتـه است و مـخصوصآ د ر باره کــتابخانه نادراو مـعـلـومات کـمتــر مــنتــشـیـر شــده است. اکــادمیسین مـحمـدجان شـکـوری بــخارایی اکنون یک شـخصــیت چـند بعـدی د ر جامعه تاجـیـکـستان است. نـقش او از عرصـه فــرهــنگ با ســهمگزا ری د ر تـهـیه بـزرگتــرین فـرهــنگ تاجـیـکـی(فارسی) به عنـوان "فــرهـنگ زبان تاجـیـکـی" آغاز میشـود با تــلاش برای استــقلال تاجـیـکـستان د ر هــیآ ت نـخبـگان فــرهــنگ تاجیـک د ر پایان سالهای هــشتاد عصر گــذشته ادامـه میکـنـد. بـه این دلیل است کـه شـخصـیت شـکـوری از ابعاد عـلمی و فـرهــنگی ســیاسـی و اجتــماعی عبارت است. مـحـمـدجان شـکـوری نــخـستـین شــخصـیت علمی و فــرهــنگـی تاجـیکــستان است، کـه بـه عنوان عضو فــرهــنگــستان ایران بــرگـزیده شـد و بـه دنبال آن هــم چهرهً ماندگار ایران اعلان شـده است. چهره ماندگار شــدن مـحـمـدجان شــکـوری د ر ایران بـه دلیل نـشـر کــتاب "خــراسان است این جا " اتــفاق افتاد ه است. "خـراسان است این جا" کـتابیست از مــوءلـف راجع به ســرنــوشت فارسـی تاجـیـکـی، اندیشه مــلـی ، جــنبــشهای فَـرهــنگـی و ســیاسـی د ر تاجـیکــستان و تــلاشی بـرای زنده نـگاه داشتــن تـا ریخ فــرهــنگ و زبان تاجـِیکـی(فارسی). تـاریخ انشای این کــتاب قصه جالــبیست، کـه با نــوشتــن آن نــکتـه عـطف مــبارزه های مــلـی و آزادی خواهی از یک سـو و از سـوی دیگــر تــلاشهای بـغی شدن این نــهضت بازگـو میشــود. مـحـمـدجان شـکورـی خیلی زود از پـد ر قاضی کـلان خود کـه آخــرین قاضی امارت بـخارا بـود د ر شــشسالـگـی یتـیـم مانده است. وی د ر این باره میگـوید : باری اول سال 1922 صـدر ضـیا زندانی شــده به زودی آزاد میشــود. سال 1932 بار دوم در معرکه به زور گیری طلا از مردم ، باُز زنداُنـِی شـُـد. کــسانی که طـلاواری داشتــند آنهارا حـبس میکـرد ند و از آنها طـلا و جـواهراتــشان را مـصاد ره میکـرد ند. د ر این مـعـرکه مادرم هـم حـبس شــد اما بـعـد از چــند وقت آزاد شـد. اما پــدرم به زودی آزاد نـشــد و بـعـد چـند وقت د ر مــحبــس وفات کـرد. مـن د ر یاد دارم که به عزابی اورا از زندان گـرفته و بـورده جـنازه کـردیم. آن وقت شــشساله بـودم. هــنـوز مـکتـب نـرفته بـودم بـعـد از آن مـکتــب رفتـم. پـس از چـند گاه هــمان سال مادرم هم وفات کـرد ند

 

پسر قاضی کلان ، ایدئولوگ ملی

 

ادامه کارو زندگی برای شکوریی پسر قاضیی نظام امارتیی بخارا در نظام نو شوروی کار سهل و ساده ی نبود. اما به هر صورت ، او به آهسته گی و مشکل ، ولی جانب مقصد راه می پیمود.نخستین کار ماندگار شکوریی هنوز خیلی جوان سهم گرفتن در تهیه فرهنگ زبان فارسیی تاجیکی بود.محمدجان شکوری اکنون تنها موءلف برحیات این فرهنگ پرارزش دو جلده است، که در سال گذشته برای اولین بار بعد 40 سال با خط فارسی در ایران بازنشر شد.

 

ظفر صوفی سردبیر نشریه "آزاده گان" می گوید: " طبیعی است، که دادن عنوان چهره مانده گار ایران به شناس بازی نمی شود. این دلیل مقام محمدجان شکوری در عرصهً علم و فرهنگ است.این مقام اصلآ برای کتاب " خراسان است این جا "داده شده است. محمدجان شکوری نمونهٌ زنده اشرافیت تاجیک است.او دلیل ردناشدنیِ صاحبیت تاجیک به بخاراست.او ثابت کرد، که بخارای شریف شهر باجیکیست و فرزندان بخارا وقتی میتوانندنبوغ خودرا نشان دهند، که به تاجیکی(فارسی) بی اندیشند.ببینید، از بعد سال 1920، از بعد دعوای دیگر شدن زبان در این مرکز مدنی از بخارای امروز حتا یک نویسندهٌ میانه حال هم برنخاسته است."

 

به گفته جناب صوفی ، محمدجان شکوری بیشتر از یک دانشمند و جامعه شناس ، به عنوان یک ایدیالوگ ملی رشد کرد و راز مانده گاریی او نیز در همین است.

شکوری: " به مراد خود رسیده ام"

 

محمدجان شکوری به عنوان نفری ، که از سابقهٌ پربار ملی و میراث ادبی بهره برده بود، با فراهم شدن شرایط برای مبارزه های ملی و آزادی خواهی در صف پیش این حرکت ها قرار گرفت. جنبش احیای فرهنگ ملی در میانه سال های هشتاد عصر گذشته نام محمدجان شکوری را بلند آوازه تر کرد.

 

اکادمیسین شکوری اکنون دیگر تنها یک ادبیات شناس و منتقد نویسنده گان نبود، بلکه یک چهره نهضت ملی بود و به عنوان یک جامعه شناس و نظریه پرداز اندیشهٌ ملی مطرح شد. او یکی از موءلفان قانون زبان تاجیکی(فارسی) به عنوان زبان دولتی در سال 1989 است. تاجیکستان در سراسر شورویی پیشین نخستین جمهوری ٌ بود، که با تلاش حرکت های ملی و آزادی خواهی ، زبان تاجیکی(فارسی) را به عنوان زبان دولتی اعلان کرد ، یعنی به صورت رسمی آن را از زبان روسی بالاتر گذاشت.

محمدجان شکوری از پیشگامان حرکت مبارزه برای دولتی شدن زبان و موءلف طرح این قانون بود. او می گوید، به مراد خود در زندگی رسیده است و مراد او به کرسیی دولتی نشاندن زبان تاجیکی(فارسی) بود: " تهیه پیش نویس همین قانون زبان را به من سپردند. آن را تهیه کردم، اما بعد از علاوه و تغیرو تحریر زیاد آن را به هر حال قبول کردند و نتیجه این شد، که زبان دولتیی تاجیکستان تنها زبان تاجیکیی فارسی اعلان شد.این یکی از روز های مراد برای من بود."

 

در جنبش " رستاخیز"

 

به دنبال دولتی شدن زبان تاجیکی(فارسی) ، مرحله دیگری از جنبش های ملی شکل گرفت، که این مرحله آزادی خواهی و استقلال طلبی در تاجیکستان بود. احمدشاه کامل زاده، دبیر مسئول جنبش مردمیِ " رستاخیز" در سال های اول دهه نود می گوید، حضور محمدجان شکوری به عنوان یک شخصیت برجسته فرهنگی در این جنبش نقش موثری برای جلب توجه روشن فکران و جامعه به مسئله بازسازیی سیاست ملی داشت.

 

جناب کامل زاده می گوید: استاد محمدجان شکوری با درک مسئولیت عمیق ملی و وطن دارییِ خود به سازمان "رستاخیز " پیوسته بود. یکی از راهبران آن بود.او رهبریی کمیسیونهای تهیه بسیاری از برنامه های این سازمان را بر عهده داشت.از جمله کمیسیونی را ، که طرح کانسیپسیای مکتب ملی را تهیه می کرد ، به عهده داشت.حضور او برای جنبش ملی خیلی مهم بود و او هم از جایگاه خاصی در این سازمان و عمومآ حرکت ملی برخوردار بود و این جایگاه ماندگار است. "

 

پس از واقعه های بهمن ماه سال 1990 ، حکومت وقت کمونستی جنبش های فرهنگی، ملی و آزادی خواهی را عاملان این حادثه ها عنوان کرد و فشاررا به نیرو های دیگر اندیش افزایش داد. به دنبال آن، اکثر فرهنگیان و ضیاییان از نیرو های مردمی و نهضت ملی دورئ جستند. اما ساتم الوغ زاده، محمدجان شکوری در کنار طاهر عبدالجبار ، رهبر جنبش مردمی به عنوان ستون های این حرکت باقی ماندند ، تا درستیِ راه خودرا ثابت کنند.

 

راز ماندهگاریی شکوری

 

قادر رستم، نویسنده و دانشمند تاجیک و شاهد جریان های اجتماعی و سیاسی در آغاز اسنقلال تاجیکستان میگوید، راز ماندگاریِ شخصیت شکوری در این است ، که در حساس ترین لحظه های سرنوشت ساز برای مردم در کنار آن قرار گرفت و تلاش کرد به پرسش های که جامعه را فرا گرفته است، پاسخ پیدا کند. جناب رستم می گوید: در زمانی که مسآ له حیات و ممات ملت و آینده ملت مطرح بود، او به حرکت های مردمی پیوست، او عضو فعال " رستاخیز" بود. اما این را هم که عضو کدام جنبش بود، کنار می مانیم، مهم این است که او همیشه چون یک شخصیت اجتماعی، در همه حالت دست بالای نبض ملت خود داشته است. استاد شکوری در هر دو جبهه هم اجتماعی و سیاسی و هم فرهنگی فعال بوده است.او همیشه تلاش کرده است، که به پرسش های مهم ترین روز پاسخ بجوید".

 

"خراسان است این جا " نیز تلاشی بود برای پاسخ دادن به پرسش های جامعه ، پرسش های، که دانسته و نذانسته مطرح می شد. این کتاب، که اکنون موءلف خودرا چهره ماندگار کرده است، اول مقاله بود و پاسخی به مخالفان زبان فارسیِ تاجیکی. در قانون زبان، که سال 1989 با تلاش فرهنگیان قبول شد، نام زبان دولتی " تاجیکیِ فارسی" نوشته شده است. اما در سال 1994 ، وقتی طرح قانون اساسی نو تاجیکستان اماده شد، با پیشنهاد چندی از وکیلان، از جمله شهرت سلطان اف، یک نماینده مردمی، که با زبان روسی صحبت می کرد، اسم فارسی از نام زبان دولتی حذف شد.

 

این اقدام واکنش روشن فکران را به دنبال داشت و زیر عنوان " عزیز من ، خراسان است ، این جا" مقاله بزرگی با امضای محمدجان شکوری و ادیبان لایق شیرعلی و مومن قناعت و چند تن دیگر نشر شد، که اقدام پارلمان تاجیکستان را در این زمینه محکوم میکرد.این تلاشی بود برای ثابت کردن اصل تآ ریخیی زبان تاجیکی(فارسی) و قلمرو آن.

 

پیروزی یا باخت فرانت (جبهه) خلقی

 

تحلیل گران می گویند، نشر چنین مقاله در مطبعات رسمی و آن هم در عین اوج جنگ داخلی و حکومت فرانت(جبهه) خلقی که در مقابل نیرو های ملی پیروز شده بود، جسارت ویژه ی می خواست.

 

اما محمدجان شکوری به عنوان موءلف اصلیِ این مقاله، با درک رسالت عمیق فرهنگی و ملیِ خود تلاش کرد، حکومت را از این اقدام برحذر دارد. ولی حکومت فرانت خلقی و نیرو های ضد نهضت های مردمی در عین اوج سرخوشی از پیروزیِ خود، این حرف هارا نمی شنیدند.

 

بالاخره این مطلب در شکل کتاب بزرگی با خط کریلی در سال 1997 و بعدها چند مرتبه با خط فارسی در ایران نیز منتشر شد.

 

به نظر می رسید، که پیروزیِ نیرو های فرانت (جبهه) خلقی در برابر نبروهای ملی و آزادی خواه ، جایگاه شخصیت های ملی و فرهنگی را تا جای محدود کرده است. البته، تا جای چنین هم بود و بسیاری از فرهنگیان جلای وطن کردند. اما با گذشت اندکی، حکومت فرات(جبهه) خلقی هم نیاز شدید خود به شخصیت های فرهنگی را احساس نمود و شخصیت های چون محمدجان شکوری توانستند در سیاست های فرهنگی و اجتماعیِ دولت امام علی رحمان هم تآ ثیرگزار واقع شوند. حکومت تاجیکستان در سال 2006 جشن 80 ساله گیِ محمدجان شکوری را تجلیل کرد.

 

روشنفکران از صحنه کنار رفتند؟

 

اما حالا بیشتر از روشن فکران و فرهنگیان انتقاد می شود. توقع جامعه از فرهنکیان بیشتر این است، که از انتقاد دولت خودداری می کنند و کمبودی های را، که گفتن آنها کار ضیاییان است، نمی گویند.

 

البته توقع از سالمندانی مثل اکدیمیک شکوری شاید این نیست، تمام سوال این است، که چرا این مکتب بیداریی ملی ی که با این همه شوق و شور آغاز شد، فروکش کرد و در برابر نقصان های جامعه بی تفاوت است. یا چرا این مکتب به درستی شکل نگرفت و خاموش شد؟

 

احمدشاه کامل زاده می گوید: " البته ، ظاهراً به نظر می رسد، که گویا این شخصیت ها از صحنه کنار رفته باشند و یا خاموش شده اند، شاید تا جای این گونه باشد. اما باز هم این شخصیت ها از جریان اندیشه ورزیِ خود کنار نرفته اند . این شخصیت ها پای بند همان اندیشه ها هستند و به هر صورت فکرو نظر خودرا می گویند و مقاله و کتاب هم می نویسند . اما فضا و شرایط فرق کرده است. در گذشته ، طوری گفتیم، پایگاه مطرح کردن اندیشه این روشن فکران وجود داشت و آن سازمان مردمیی " رستاخیز" بود. اما حالا این گونه پایگاه یا میدان بیان اندیشه و جبهه ملی وجود ندارد. همین است، که نقش آنها کمرنگ می نماید. وگرنه این ها با همان اندیشه خود پای برجا هستند و اگر شرایط طلب کند، دوباره این گونه جنبش ها روی کار هم می آیند."

 

رسالت و همت اکدیمیک شکوری

 

اما محمدجان شکوری می گوید، او به سعادت زنده گی رسیده است و تا جای توانسته رسالت خودرا انجام داده است. فعلآ سالمندی و صحتش به او امکان نمی دهند، که راجع به هر مسآله ی که میخواهد اندیشه خودرا انشآ کند. او فعلآ در گوشه ی از شهر دوشنبه ، در منزل خود ، مثل همه ساکنان دیگر بی امتیاز پایتخت تحت ریجه شدید بی برقی به سر می برد ، اما تلاش دارد کارهای ناتمام خودرا سامان دهد .

 

محمدجان شکوری با وجود یک شخصیت بی بحث فرهنگی بودنش در چند سال آخر در دو مورد باعث به بحث و گمان شد. یکی زمانی که به مقاله ی علیه شاعربازار صابر در قطار چند دانشمند دیگر امضا گذاشت و دیگری هم ، وقتی که کتاب پدرش صدر ضیارا منتشر نمود، برخی از دانشمندان از او انتقاد کردنذ، که ورقه های بحثناک از این کتاب را لغو کرده است.اما باز هم ، اگر به گفته تحلیلگران، نسل نو روشن فکران و دانشمندان چند درصد همت محمدجان شکوری را از خود بروز میدادند، امروز مکتب روشنفکری و ضیایی گری خاموش نمی بود.

 

اکدیمیک محمدجان شکوری از دانشمندان معروف تاجیکستان است، که سال 1925 در خانواده شریف جان مخدوم صدر ضیا، قاضی کلان سابق امارت بخارا به دنیا آمده است. دانشگاه آموزگاری را در سال 1945 ختم کرده فعالیت کاری اش را در نشریه " تاجیکستان سرخ " آغاز شده است.

 

شکوری محقق رشته زبان و ادبیات فارسی تاجیک بوده، طول شصت سال د ر پژوهشگاه زبان و ادبیات به نام ابو عبدالله رود کی فعالیت کرده است. او طول این مدت نیم هزار مقاله و 45 اثر تحقیقاتیِ پرارزیشی را در مورد ادبیات معاصر ، کلاسیکی و زبان فارسی تاجیکی به چاپ رسانیده است. نمونه های آثار او از جمله " هر سخن جای و هر نکته مقامی دارد" ، " سرنویشت فارسیِ تاجیکیِ فرارود در سده بیست"، " خراسان است این جا"، " صدر بخارا"، روشن گر بزرگ"، " فتنه انقلاب در بخارا " می باشد، که در سال های گوناگون در دوشنبه و خازج از آن به نشر رسیده است. او یکی از موءلفان پیش نویس قانون زبان دولتیِ تاجیک در سال 1989 است. پسران او رستم و شریف هردو دکتوران علوم تآ ریخ و فلالوژی اند، که در شهر مسکو پایتخت روسیه کارو فعالیت می کنند. محمدجان شکوری برنده جایزه دولتیِ تاجیکستان به نام ابو عبد الله رودکی است.