سمرقند و بخارا

جمعیت پارسی ‏زبانان کشور ازبکستان که پرجمعیت ترین و تاثیرگذارترین کشور آسیای میانه است گروهی فراموش شده‏اند. تقریباً نیمی از جمعیت 28 میلیونی‏ این کشور را این ایرانی تباران تشکیل میدهند. ازبک‏های حاکم ، میانه خوبی با تاجیک‏های هم‏مرز خود در کشور تاجیکستان ندارند و تاجیک‏های داخل ازبکستان را نیز به نوعی مقهور فرهنگ ازبکی کرده‏اند. در نتیجه وقتی به پارسی‏زبانان این سرزمین باستانی و به یاد مانده از دوران امیر اسماعیل سامانی می‏نگری، هم احساس غرور می‏کنی و هم بغض گلویت را می‏گیرد. بخارا(این شهر ایرا

فرزانه خجندی، بانوی سخنور ورارود
ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

فرزانه خجندی بدون شک پرچم‌دار شعر امروز فارسی‌زبانان در میان بانوان ورارود است. او از اولین روزهای ورود به ادبیات تاجیکستان با گام‌های محکم و نیرومند نشان داد که در این عرصه آدم تصادفی و بدون هدف نیست بلکه پای بر این کارزار نهاده است تا با خلق معانی و مضامین تازه در شعر معاصر خدمتی انجام دهد. فرزانه در هر دو قالب سنتی و مدرن – شعر نیمائی سروده‌های شیرین و روان می‌گوید و سعی می‌کند درد و احساس و انگیزه‌های خویش را با نحو احسن در پیشاروی خواننده قرار بدهد. فرزانه با این نیت خیر به نوشتن پرداخت و دیری نپایید که علاقه‌مندان آثارش آن‌گونه بیفزود که دیگر کتاب و مجموعه‌هایش در کتابفروشی‌ها پیدا نمی‌شد و اشعارش را مشتاقان کلام بدیع حفظ و هنرمندان و خوانندگان آنهارا وارد پرده موسیقی می‌کردند.

بانو فرزانه (عنایت حاجی‌آوا) ۳ نوامبر سال ۱۹۶۴ در شهر خجند واقع در استان سغد تاجیکستان در خانواده‌ی آموزگاران تولد شده است. پس از ختم مدرسه متوسطه‌ و دانشکده‌ی آموزگاری شهر خجند چندی در روزنامه‌ی "حقیقت لنین آباد" فعالیت داشته است. دارنده‌ی جایزه‌ی اتّفاق نویسندگان تاجیکستان به نام استاد تورسون‌زاده (۱۹۹۵) و جایزه‌ی جوانان (۱۹۹۵)، جایزه‌ی دولتی به نام استاد رودکی (۲۰۰۸) و عنوان عالی "شاعر مردمی تاجیکیستان" می‌باشد. از سال ۱۹۸۹ عضو اتّفاق نویسندگان تاجیکستان است. نخستین سروده‌هایش در در مجموعه‌های جمعی "ریزه باران"(۱۹۸۳)، "برگ سبز"(۱۹۸۷)، "نوروزی" و غیره منتشر شده‌اند. کتاب نخستینش "طلوع خنده ریز"("دوشنبه" ۱۹۸۹)، "بیست برگ" (مسکو، "ساویتسکایا پیستیل"، ۱۹۹۰)، "آیت عشق"("دوشنبه"، ۱۹۹۴)، "آبای"(ترجمه‌ی اشعار آبای،شاعر قزاق با همکاری صفر عبدالله‌، تهران، ۱۹۹۵)و "پیام نیاگان"(تهران، نشریات "سروش"، ۱۹۹۶) چاپ شده‌اند.سلسله‌ی ترانه‌هایش در مجلّه‌های "دوستی خلق‌ها" (مسکو)، "پر" (لوس انجلوس)، "شعر"، "کیهان فرهنگی" (تهران)، "پیام عراق" (بغداد) و مجموعه‌های دسته جمعی "مالادایا گواردیا"، (مسکو ، ۱۹۸۷)، "ایستاکی" (مسکو، ۱۹۸۹) و هم‌چنین در جریده‌های ادبی آمریکا، پاریس و هلند چاپ شده‌اند. چند نمونه از اشعار فرزانه تقدیم خوانندگان می‌شود:

صدای عشق! دوام رهم چراغان کن،
مرا فرشته کن، آری، مرا هم انسان کن.
بیا به چشم غزالم نبیره‌ی مجنون،
مرا به بر کش و خوشبخت چون بیابان کن.
کجا روم، که رها یابم از جهالت خصم،
مرا بگیر و به صندوق سینه پنهان کن.
چو شبنمانه به روی کف تو می‌لرزم،
چو من حقیقت شفّاف خویش عریان کن.
شماره‌ی تلفن مرا ز باران پرس،
ز پشت پنجره‌ی سبز یاد تیلفان کن.
اگر به دیدن من آیی، ای مسیحانفس،
هزار سوزن خورشید در گریبان کن،
تو به ز من بشناسی طریقت رفتن،
صلاح توست، هر آنچه تو خواست، آن کن.

***

صبح معراج شبنم است، بیا،
زندگی یک همین دم است، بیا...
آمد از آسمان و واپس رفت،
شبنم- عیسی مریم است، بیا.
تندبادی جنازه‌ی گل برد،
در چمن‌خانه ماتم است، بیا...
لطف کن، ای عبیر لاهوتی،
به دماغی که محکم است، بیا.
از تو یاقوت سرخ بستانم،
که در آن اسم اعظم است، بیا.
خردنی نیست، دیدنیست بهشت،
وقت اصلاح آدم است، بیا.
وام گیر از طلوع آیینه،
که به نورت مسلّم است، بیا.
تو نیا، ورنه صد محل آیی،
باز گویم، که این کم است، بیا...
به من تشنه از حضور غیر
ای که غیب تو محرم است، بیا
 

نویسنده: شاه‌منصور شاه‌میرزا، ادب پژوه تاجیک

منبع: ایراس