سمرقند و بخارا

جمعیت پارسی ‏زبانان کشور ازبکستان که پرجمعیت ترین و تاثیرگذارترین کشور آسیای میانه است گروهی فراموش شده‏اند. تقریباً نیمی از جمعیت 28 میلیونی‏ این کشور را این ایرانی تباران تشکیل میدهند. ازبک‏های حاکم ، میانه خوبی با تاجیک‏های هم‏مرز خود در کشور تاجیکستان ندارند و تاجیک‏های داخل ازبکستان را نیز به نوعی مقهور فرهنگ ازبکی کرده‏اند. در نتیجه وقتی به پارسی‏زبانان این سرزمین باستانی و به یاد مانده از دوران امیر اسماعیل سامانی می‏نگری، هم احساس غرور می‏کنی و هم بغض گلویت را می‏گیرد. بخارا(این شهر ایرا

گلرخسار صفی‌اوا
ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:
گلرخسار صفی‌اوا

گُلرُخسار صَفی‌اِوا (به فارسی تاجیکی: Гулрухсор Сафиева) (زادهٔ ۱۹۴۷ م. در روستای یخچ تاجیکستان) از شاعران پارسی‌گوی تاجیکستان است. به وی لقب مادر ملت تاجیک داده‌اند.

او نخستین شعر خود را در دوازده‌سالگی سرود و در سن پانزده‌سالگی آن را منتشر کرد. پس از آن چندین مجموعه شعر از او منتشر شده‌است.

خانوادهٔ او از خانواده‌های فرهنگی به شمار می‌آمدند و ازاین‌رو گلرخسار نیز علاقهٔ بسیار به تحصیل داشت و به همین دلیل در پنج‌سالگی به‌همراه خواهر هفت‌ساله‌اش به کلاس اول ابتدایی دبستان روستایی رفت و به گفتهٔ خودش، اولین ورق‌نوشته‌هایش دیوار خانهٔ پدری و قلمش زغال کورهٔ آشپزی مادرش بود. پس از به پایان بردن دورهٔ ابتدایی، مقاطع راهنمایی و دبیرستان را نیز در مدرسهٔ شبانه‌روزی ناحیهٔ «کامسامُل‌آباد» (نورآباد کنونی) به اتمام رساند و بعد از آن بود که وارد دانشگاه ملّی تاجیکستان شد و پس از پنج سال رشتهٔ زبان و ادبیات را به پایان رساند.

نخستین شعر گلرخسار با عنوان «خانهٔ پدر» در روزنامه‌ای محلی چاپ شد و از آن زمان بیش از پنجاه اثر از وی در زمینه‌های شعر، رمان و پژوهش منتشر شده‌است.

آثار

بنفشه (۱۹۷۰ م.)
خانهٔ پدر (۱۹۷۳)
بنیاد دل (۱۹۷۷)
گهوارهٔ سبز (۱۹۸۰)
آتش سغد (۱۹۸۱) (منتشرشده به خط فارسی)
روح عریان یا هفت سرودهٔ ناگفتهٔ رابعه (۱۹۸۳)
ماتم سفید (۱۹۸۳)
تخت سنگین (۱۹۸۹ م.)

از جملهٔ دیگر آثار وی که در ایران نیز به چاپ رسیده می‌توان به این کتاب‌ها اشاره کرد: گلچین اشعار، زادروز درد، اشک طوفان، روایت‌های ناگفته، تنهاتر از تنهایی، سَکَرات.