سمرقند و بخارا

جمعیت پارسی ‏زبانان کشور ازبکستان که پرجمعیت ترین و تاثیرگذارترین کشور آسیای میانه است گروهی فراموش شده‏اند. تقریباً نیمی از جمعیت 28 میلیونی‏ این کشور را این ایرانی تباران تشکیل میدهند. ازبک‏های حاکم ، میانه خوبی با تاجیک‏های هم‏مرز خود در کشور تاجیکستان ندارند و تاجیک‏های داخل ازبکستان را نیز به نوعی مقهور فرهنگ ازبکی کرده‏اند. در نتیجه وقتی به پارسی‏زبانان این سرزمین باستانی و به یاد مانده از دوران امیر اسماعیل سامانی می‏نگری، هم احساس غرور می‏کنی و هم بغض گلویت را می‏گیرد. بخارا(این شهر ایرا

نگاهی به شعر معاصر فارسی ازبکستان
ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

نگاهی به شعر معاصر فارسی ازبکستان

از سمرقند چو قند

بیان نقش شاعران و نویسندگان ماوراءالنهر در شکل دهی به زبان و ادبیات فارسی در درازنای تاریخ این زبان، در سال های پس از ورود اسلام به جهان ایرانی توضیح واضحات است, اما جدایی سرنوشت سیاسی این دو قوم پس از تشکیل سلسله صفویه در ایران و ازبکان شیبانی در ماوراءالنهر در قرن دهم هجری/ شانزدهم میلادی که در قرن بیستم همزمان با انقلاب اکتبر 1917 روسیه و پا گرفتن حصار آهنین کمونیست به گرداگرد این منطقه به اوج خود رسید، شاعران، نویسندگان و عالمان و محققان دو سوی جیحون را از یکدیگر بی خبر ساخت.
بر فرزندان رودکی در ماوراءالنهر در شهرهای باستانی سمرقند، بخارا،‌ترمذ، فرغانه و تاشکند در طول حاکمیت نزدیک به یک قرن سلطه سیاه کمونیست چه گذشت؟ آبا با شکسته شدن پیوند پوشالی کمونیست در این مناطق در سال 1991 دریچه ای رو به گذشته نیاکان این مردمان باز نشد؟ ما در این مجال اندک سعی خواهیم کرد چشم انداز نسبتاً روشنی از شعر معاصر فارسی قرن بیستم با تکیه بر وضعیت دو دهه اخیر در این مناطق ترسیم کنیم.
تحولات عظیم سیاسی ای که در طول قرن بیستم در منطقه ماوراءالنهر حادث شد، این منطقه را در سه مقطع حساس و سرنوشت ساز تاریخی قرار دارد که در نهایت با تعریف واحدهای جدید جغرافیایی درمنطقه، هویت های مشخص فرهنگی و اجتماعی تازه ای برای آن ایجاد کرد:
1- سال های 1900- 1924 م
2- سال های 1924- 1991م
3- سال های 1991-2000م
در مقطع تاریخی نخست (1900- 1924)، در سه واحد جغرافیایی و سیاسی فرمانداری نظامی ترکسان به مرکزیت بخارا زبان فارسی به عنوان زبان ادبی و در منطقه اخیر، یعنی بخارا و برخی از شهرهای بزرگ مناطق دیگر از جمله سمرقند و ترمذ و خجند، زبان مادری ساکنان آن بود/ در این سال ها، بخارا و سمرقند و خجند مرکز تحولات ادبی در حوزه فارسی زبانان و ماوراءالنهر بود. نخستین شاعران نوگرای ماوراءالنهر نیز در همین مناطق به خلق آثار خود پرداختند. فطرت بخارایی (مقت- 1937م)،عینی (ف 1954 م)، منظم(ف 1934م)، عجزی سمرقندی،(ف 1926)، اسیری خجندی (ف 1916)م و سید احمد وصلی (ف 1925) از آغازگران شعر معاصر فارسی در ماوراءالنهر بودند به ویژه در نقش فطرت در پیدایش شعر و نثر عصر بیداری ماوراءالنهرکه با تحول جدید محتوا و بن مایه های شعری از جمله وارد کردن مفــــهوم وطن، استقلال، آزادی، شیوه نوین تعلیم و تربیت همراه بــود، و نیــز اشعــــار انقلابی عینی در تهییج افکار عامه مردم، شایسته یاد کردی جداگانه است.
در مقطع تاریخی دوم که از 1924 تا 1991 به مدت 67 سال به طول انجامید پنج واحد جغرافیایی جدید قزاقستان, قرقیزستان, ترکمنستان,‌ازبکستان و تاجیکستان در این منطقه شکل گرفت که تقسیم بندی آن اساساً به مؤلفه های نژادی و زبانی و سیاسی تکیه داشت تا پیشینه تاریخی فرهنگی و ادبی آن.
در این سال ها هر چه از عمر جمهوری شوروی می گذشت از اهمیت زبان های بومی کاسته می شد و در مقابل, جایگاه زبان روسی در سیستم دولتی و فرهنگ خانواده ها مستحکم تر می شد, حتی برخی از تاجیک زبان ها و تمایندگان آنها که میراث دار اصلی زبان فارسی در منطقه بودند از اینکه بگویند«من افتخار دارم که تاجیک روس زبان هستم» ابایی نداشتند( خراسان است اینجا: 1996 ص 284)
در این سال ها زبان فارسی علاوه بر جمهوری تاجیکستان که از سال 1924 با نام تاجیکی به عنوان زبان ادبی و دولتی به حیات خود ادامه می داد, در سایر جمهوری‌ها
تقریباً به طور کامل از نظام دولتی خارج شد, جز در جمهوری ازبکستان که به دلیل قرار گرفتن شهرهای بخارا, سمرقند, ترمذ و فرغانه در آن که به شکل سنتی در طی هزاران سال از مراکز ادب فارسی بودند, در بین تاجیک زبان این مناطق به صورت محدود در نظام تعلیم و تربیت و خانواده باقی ماند و با این تذکر که بسیاری از شخصیت های فرهنگی, نویسندگان و شاعران این مناطق در این سال ها به جمهوری تازه تأسیس تاجیکستان مهاجرت کردند و دوشنبه به عنوان پایتخت کشور جدید,‌مقام و موقعیت تخست را در حوزه جریان های ادبی به خود اختصاص داد,‌تمام شاعرانی که در سال های پس از انقلاب 1917 از ورود به دایره ادبیات شوروی سرباز زده بودند مغضوب شدند. کسانی همانند تمهید سمرقندی (ف 1975م)‌سال های زیادی از عمر خود در زندان های شوری سپری کردند و بخش اعظم آثارشان در مقابل چشمان شاعر در آتش سوزانده شد و کسانی امثال خوبی سمرقندی (ف 1976م) وافی سمرقندی( فوت 1971م) و ده ها شاعر دیگر مجبور به مهاجرت از وطن و اقامت در عربستان و افغانستان, ترکیه و مصر شدند. (اوراق ناسوخته: 1997 ص 5-7؛ ارمغان: 1998 ص 7-10).
فترت واقعی زبان و ادب فارسی در این مناطق که از سال های دهه سی قرن بیستم شروع شده بودو در سال های شصت به اوج خود رسید,‌اما در ساب های دهه هفتاد و هشتاد این قرن همزمان با تکامل شخصیت های نسل معاصر زبان و ادب تاجیکی در تاجیکستان,‌جهر های نسبتاً موفقی در درون خاک ازبکستان نیز در حال رشد بودندو جانی بیک قوناقف(1941- 1990) مطرح ترین شاعر این نسل است. ادبیان معاصر فارسی ازبکستان مدیوت نام وی است و همان کسی که نسل جدید شاعران فارس تاجیکستان این کشور پس از سال های 1985م، خود را مدیون تلاش های او در راه احیای مجدد زبان مادری می دانند.
در حقیقت اعلام پروستریکا و گلاسنوست در اتحاد جماهیر شوروی در سال های 1985 م نقطه آغازین تحولات نوین ادبیات دوران استقلال جمهوری های ماوراءالنهر در سال 1991م بود. در این سال ها, همزمان با درخشش فعالیت ادبی چهره های جسور و شجاع معاصر تاجیکستان از جمله مؤمن قناعت(تولد 1932م), بازار صابر(تولد 1938م), لایق شیر علی(1941- 2000م), عسکر حکیم(تولد 1946م) و گلرخسار صفی اوا (تولد 1947م) در جمهوری تاجیکستان، نسل نو و جدیدی از شاعران و نویسندگان ماوراءالنهر در درون جمهوری ازبکستان, در شهرهای باستانی سمرقند، فارش, ترمذ، تاشکند و فرغانه در حال شکل گیری بود‎‏‏‏؛ نسلی که برای روشن نگاه داشتن شعله نام نیاکان, سمندروار از آتش سر بر کشیده بود و با چشمانی باز گام در راهی می گذاشت که پدرانش هزاران سال در آن جاده راه پیموده بودند. اگر در سال های فترت, دوشنبه و خجند به جای سمرقند و بخارا و ترمذ و فرغانه به مرکز ثقل تحولات ادبی آریایی نژادان ماوراءالنهر تبدیل شدند‏ در دهه 80 و 90 این قرن, نسل جدیدی در مناطق یاد شده با استفاده از شرایط استقلال و آزادی قد برافراشت و خود را برای رساندن به قله های افتخار پیشینیان آماده کرد.
هم اینک شاعران و ادیبان جمهوری اربکستان در پنج محیط ادبی قابل مطالعه هستند, ضمن آن که روزنامه های تاجیک زبان «آواز تاجیک» تأسیس (1924م) «صدای سوخ (تأسیس 1951م), « آوازسمرقند» (تأسیس 1990م) «سمرقند» (تأسیس 1991) «صدای سرخان» تأسیس (1991م), «بخارای شریف»(تأسیس 1992م), در ایجاد محیط های ادبی نام برد, دارای اهمیت فراوان هستند.
1- محیط ادبی تاشکند با شاعران و نویسندگان مشهور آن از جمله عبدا.....سبحان (تولد 1955م) و پیمان(تولد 1955).
2- محیط ادبی سمرقند با نمایندگان مشهور خود حیات نعمت سمرقندی (تولد 1949م), ادش استد(تولد 1946م) اکبر پیروزی(تولد 1947م), حضرت صباحی(تولد 1948م) محبوبه نعمت زاده(تولد 1949م), شهزاده (تولد 1975م), دلشاده(تولد 19م), پریسا(1980م).
3- محیط ادبی سرخان دریا با شاعران و ادیبان نمایان خود, روشن احسان (تولد 1945م) جلیل خالبای(تولد 1946م) سلیمان خواجه نظر(تولد 1947م), شادی کریم(تولد 1953م), عبدا...رحمان(تولد 1954م), سعبده سینوی(تولد 1963م), جعفر محمد(تولد 1968م), چهارشنبه دهنوی(تولد 1950م) و اسدا....شکوراف؛
4- محیط ادبی فرغانه با نمایندگان معروف خود محمد شادی (تولد 1959م) و ظفر صوفی فرغانی(تولد 1964م)
5- محیط ادبی بخارا با نمایندگان خود‏ امین جان شکوراف(تولد 1933م) و اسد گل زاده (تولد 1937م).
ادبیات معاصرب تاجیکی ماوراءالنهر در ازبکستان در شاخه شعر, در قالب های سنتی و نو دارای نمونه های ارزنده ای است. این میراث در قالب های غزل, دو بیتی, دو بیتی نو, رباعی, مخمس, و به ندرت در قالب های مثنوی و قصیده دیده می شود.
بازیابی و بازخوانی هویت ملی در آیینه زبان مادری, خویشتن شناسی و دعوت به بیداری ملی, پژواک زخم های ملت در تاریخ گذشته آن به ویژه در یکصد سال اخیر, افتخار به میراث غنی و شکوهمند نیاکان یاد کرد و نذکار مفهوم وطن با تأکید بر ادوار فرهنگی و اقلیمی و ذکر ارزش های آن در حفظ هویت زبانی و ملی مردمان ماوراءالنهر به ویژه مناطق باستانی سمرقند, بخارا, فرغانه و ترمذ, ثبت لحظه های عاشقانه, عارفانه و بازگشت به سنت های دینی و مذهبی و نگاه اسطوره گرایانه به قهرمانان شاهنامه فردوسی از عمده ترین بن مایه های شعر معاصر فارسی تاجیکی ماوراءالنهر در جمهوری ازبکستان است. این میراث اگرچه به شدت رنگ و بوی جغرافیایی ماوراءالنهر را به خود گرفته است. و در بسیاری از موارد, خصوصاً در نثر آن متأثر از این محیط است, در شعر به راحتی با سایر همزبانان خود در جهان ایرانی, در تاجیکستان و ایران و افغانستان ارتباط برقرار می کند. به همین دلیل به آسانی می تواند از زبان و سبک و سیاق شاعران فارس تاجیک زبان مناطق یاد شده وام بگیرد تأثیر شاعران تاجیکستان و ایران در شاعران این محیط امری مشهود است. نیما یوشیج, سهراب سپهری, نادر نادرپور, احمد شاملو, فروغ فرخزاد از ایران, لا شیرعلی, بازار صابر, زلفیه عطایی, مؤمن قناعت و فرزانه خجندی از تاجیکستان از نام های آشنا در این محیط به حساب می آیند.
زبان شعر و نیز ادبیات نوین فارسی تاجیکی ماوراءالنهر در سه ساحت واژگان, دستور و تلفظ (نظام آوایی و واجی) با فارسی ایران دارای تفاوت های آشکاری است. این تفاوت ها به ویژه وقتی که به خط سیریلیک نمایانده می شود بیشتر چهره می نمایاند. سیطره و سلطنت شعر کلاسیک بر ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه شاعران این مرز و بوم همانند پیوندی نامرئی, مغناطیس وار تا حد بسیار زیادی الفاظ و نحوه چینش آنها را در نحو زبان, به سمت خود کشانده است, بنابراین در بسیاری موارد بافارسی معیار ایران تفاوت های فاحشی ندارد. اما زبان شاعران معاصر تاجیکی, با تحولاتی که در یکصد سال اخیر به ویژه پس از سال 1934م که این زبان, عنوان زبان تاجیکی به خود گرفت ـ با توجه خاصی که به زبان عامه مرذم نشان داد, به شدت با زبان معیار ایران تفاوت پیدا کرد.
تجربه های صور خیال در شعر معاصر فارسی تاجیکی ازبکستان اگر چه از میراث ارزنده شعر ایران و تاجیکستان بهره ها برده است, هنوز در ابتدای راه است و لاجرم خام و ناپخته. این شعر از آنجا که به خوبی از سرچشمه زلال میراث غنی و عظیم گذشته خود سیراب نشده است, گویی برای نخستین بار خلق شده است. اگرچه این شعر در بسیاری از موارد به شعر تبدیل شده و با نظم هم چشمی می کند؛ به دلیل رویکرد شاعران آن به زبان نیاکان تا حد تقدس قابل ستایش است؛ به ویژه آنکه شاعران و ادیبان این منطقه با توجه به ژرف خود به میراث نیاکان و زبان آنان, ظرفیت نوزایی و قدرت گسترش پذیری مجدد آن را پس از یک فترت طولانی ده ها ساله ای دو چندان کرده اند. بی شک فرزندان رودکی در سال های آینده حرف های ناگفته فراوانی برای عرضه در ماوراءالنهر خواهند داشت.