سمرقند و بخارا

جمعیت پارسی ‏زبانان کشور ازبکستان که پرجمعیت ترین و تاثیرگذارترین کشور آسیای میانه است گروهی فراموش شده‏اند. تقریباً نیمی از جمعیت 28 میلیونی‏ این کشور را این ایرانی تباران تشکیل میدهند. ازبک‏های حاکم ، میانه خوبی با تاجیک‏های هم‏مرز خود در کشور تاجیکستان ندارند و تاجیک‏های داخل ازبکستان را نیز به نوعی مقهور فرهنگ ازبکی کرده‏اند. در نتیجه وقتی به پارسی‏زبانان این سرزمین باستانی و به یاد مانده از دوران امیر اسماعیل سامانی می‏نگری، هم احساس غرور می‏کنی و هم بغض گلویت را می‏گیرد. بخارا(این شهر ایرا

صدرالدین عینى و نیما
ساعت ٤:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

صدرالدین عینى و نیما

صدرالدین عینى سال ١٨٧٨ در روستاى ساکتره در حوالى شهر بخارا به دنیا آمد. او نخست در مکتب کهنه روستاى خود تحصیل کرد که بعدا موضوع داستان مکتب کهنه عینى شد.

 

این روزها تاجیکستان صد و سى امین سالگرد تولد صدرالدین عینى را جشن مى گیرد. عینى چه در شعر و چه در داستان نویسى معاصر تاجیک پایه گذار شناخته مى شود. اقدام هاى ادبى او در آغاز سده ٢٠ میلادى خط سیر آینده ادبیات تاجیک را طراحى و تعیین کرد. در همه بخش هاى ادبیات معاصر تاجیک آثارى از عینى را مى توان مشاهده کرد.

صدرالدین عینى سال ١٨٧٨ در روستاى ساکتره در حوالى  شهر بخارا به دنیا آمد. او نخست در مکتب کهنه روستاى خود تحصیل کرد که بعدا موضوع داستان مکتب کهنه عینى شد.

سپس به بخارا رفت و در مدارس سطوح بالاتر تحصیلش را ادامه داد. عینى در آغاز بیشتر شعر مى نوشت و از تازه پردازان شعر پارسى محسوب مى شود. اما رفته رفته او بیشتر به داستان نویسى رو آورد و نخستین داستان هاى کوتاه و بلند معاصر فارسى در آسیاى میانه را نوشت.

آدینه، جلادان بخارا، مرگ سودخور، یتیم، داخونده و غلامان از داستان هاى معروف عینى اند. نمونه ادبیات تاجیک عینى که تذکره آثارى از شعراى کلاسیک پارسى بود، در تعیین هویت تاجیکان در اتحاد شوروى نقش مهمى داشت. 'یادداشت ها' کتاب خاطرات صدرالدین عینى، از آخرین آفریده هاى او بود که سال ١٣۶٢ خورشیدى با کوشش سعیدى سیرجانى به خط پارسى در ایران منتشر شد.

آغاز قالب شکنى ها

در ادبیات شناسى تاجیک، ابتداى نوآورى در وزن عروض با شعر "مارش حریت" (سرود آزادى) استاد صدرالدین عینى تعیین شده است. در حقیقت، در نظم تاجیک این اثر اولین نمونه کامل و موفق شعرى است که با سنت هاى قدیمى و قانونى عروض مطابق نیست، اما در عین حال امکانات بزرگ و نامحدود عروض را برملا مى کند.

سوالى به میان مى آید که آیا پیش از این اثر کامل و استادانه در هیچ مورد دیگر کوشش استاد عینى براى بیرون رفتن از قالب هاى سنتى عروض مشاهده شده است؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت که در کلیات استاد عینى شعرى با تاریخ ١٩٠٧ میلادى وجود دارد که از نظر ساختار به آنچه دیرتر "شعر نو" نامیده شد، شباهت دارد:

سبحان الله!
امروز به ما حادثه صعب رسید
از گردش چرخ فلک دولابى
پرسند ز سال
آه بى پایان کش
برگو بد حال...

همچنین در همین جلد (هشتم) کلیات استاد عینى با ذکر تاریخ "١٩ مه سال ١٩٢٨" یک پاره شعر موجود است که در قالب قطعه سروده شده، ولى با افزوده شدن یک عبارت جداگانه در آغاز آن با قطعه معمولى تفاوت دارد:

اى وطن!
غیر از خرابى تو دگر نیست کارشان
آنها که ادعاى ولاى تو مى کنند
گر خدمتى کنند به نام تو فى المثل
از بهر نام خود، نه براى تو مى کنند
آنان که از حریم تو مهجور مانده اند
چون عینى غریب دعاى تو مى کنند

اگرچه در این شعر عامل تفاوت به سنت در یک عبارت خلاصه مى شود، ولى این فرق ناچیز نیست. با وجود این عبارت شدت فوق العاده احساس و ژرفاى درد و حسرت وطن پرست بزرگ به صراحت محسوس مى گردد.

این عبارت مثل آه سوزناک بى اختیارى است پیش از بیان درد و حسرت که خیلى طبیعى و واقعى است. به همین اعتبار مى توان گفت که شدت وضع روحى، صمیمیت بزرگ، واقع بینى و دقت احساسات شاعر را ناخودآگاه سر اقدامى آورده است که خیلى دیرتر به سنت هاى شعرى پیوست و از جهت نظرى به شناسایى رسید.

مارش حریت و افسانه

چنان که ذکر شد، نخستین نمونه باموفقیت شعر نو "مارش حریت" استاد صدرالدین عینى بود که آن هم در زمینه وزن عروض با آمیزش دادن ارکان بحر رمل با بحر متدارک نوشته شده است.

در نتیجه این آمیزش وزنى ایجاد شده است که در نظم بیش از هزارساله فارس و تاجیک سابقه و نام و نشان نداشته است. به گفته خود استاد عینى، وزن این شعر زیر تاثیر آهنگ مارسیز، سرود انقلابیون فرانسه، به وجود آمد و هدف از آن تامین آهنگ انقلابى بوده است.

پژوهشگر ایرانى على اصغر باوندى شهریارى در رساله دکتراى خود تحت عنوان "سیر تحول شعر در تاجیکستان" (سال ٢٠٠٢) به اعتبار قطعه هاى فوق الذکر استاد عینى را نخستین سراینده شعر نو در ادبیات فارسى عنوان کرده است.

اما محقق دیگر ایرانى، شاعرمعروف شمس لنگرودى، در پژوهش جامع خود تحت عنوان "تاریخ تحلیلى شعر نو"  ابو القاسم لاهوتى را نخستین کسى مى داند که در سال ١٩٠٠ شعر نو سروده است.

موضوع سهم استاد عینى در تحول عروض و شعر نو تاجیک بى شک قابل تحقیقاتى جداگانه و مفصل است، ولى در این جا نمى توان از یک نکته جالب و مهم صرف نظر کرد.

منظور این است که منظومه "افسانه" نیما یوشیج که در ایران او را "پدر شعر نو" نامیده و زمان سروده شدن آن را "مبدا تاریخ شعر نو در ایران" قرار داده اند، در همان وزن بى سابقه "مارش حریت" است که پنج سال پیش از آن یعنى در سال ١٣٠١ هجرى خورشیدى (١٩٢٣ میلادى) توسط استاد عینىسروده شده بود.

مى سزد که براى اثبات گفته هاى فوق دو پاره از این شعر ها مقایسه شود.

از مارش حریت:
اى ستمدیدگان، اى اسیران!
وقت آزادى ما رسید
مژدگانى دهید، اى فقیران!
در جهان صبح شادى دمید...

هر ستمگار دون خرم و شاد
سالها جام عشرت چشید
در شب تیره جور و بیداد
هر ستمدیده محنت کشید...

(فاعلن / فاعلن/ فاعلاتن     فاعلن / فاعلن/ فاعلن
فاعلن / فاعلن / فاعلاتن      فاعلن / فاعلن / فاعلن) 

از افسانه:
در شب تیره دیوانه اى کو
دل به رنگى گریزان سپرده
در دره ى سرد و خلوت نشسته
همچو ساقه گیاهى فسرده
 مى کند داستانى غم آور.

(فاعلن / فاعلن / فاعلاتن    فاعلن / فاعلن / فاعلاتن
فاعلن / فاعلن / فاعلاتن    فاعلن / فاعلن / فاعلاتن
فاعلن / فاعلن / فاعلاتن)

آن گونه که مى بینیم، از نگاه فنى نوآورى استاد عینى در وزن "مارش حریت" نسبت به نوآورى نیما یوشیج برجسته تر است؛ به این دلیل که اگر نیما یوشیج با وجود استفاده از وزن نو، برابرى شمارهجا هاى ارکان عروض را در ابیات شعرش رعایت کرده است و به این وسیله انطباق شعر خود با یکى از ویژگى هاى سنتى عروض را که همین برابرى هجاهاى ارکان مى باشد، حفظ کرده است؛ استاد عینى در این مورد نیز دست به نوآورى زده و در ارکان اخیر مصراع هاى دوم و چهارم هر بند نسبت به مصراع قبلى یک هجاى دراز را حذف کرده است. از سوى دیگر مى توان حدس زد که نیما یوشیج از شعر مارش حریت آگاه بوده است.

معلوم است که مطبوعات انقلابى بخارا به حروف فارسى منتشر مى شد و به ایران نیز مى رسید. به خصوص وجود عبارت مشترک "در شب تیره" در صدر یکى از بیت هاى مارش حریت و در آغاز منظومه افسانه این احتمال را تقویت مى کند.

ولى صرف نظر از این تشابه ها تفاوت اصولى در آن خلاصه مى شود که منظور استاد عینى پیش از هر چیز دیگر تامین آهنگ انقلابى و انجام خدمت به انقلاب اجتماعى بود، در حالى که نیما یوشیج "افسانه" را با هدفى مشخص و به طور برنامه ریزى شده نوشت تا انقلابى ادبى بیاورد.

نیما یوشیج زندگى آینده خود را وقف این کار کرد و به جایى رسید که سرانجام در ایران اصطلاح "شعر نیمایى" جایگزین "شعر نو" شد.

*رستم وهاب، شاعر و پژوهشگر تاجیک