سمرقند و بخارا

جمعیت پارسی ‏زبانان کشور ازبکستان که پرجمعیت ترین و تاثیرگذارترین کشور آسیای میانه است گروهی فراموش شده‏اند. تقریباً نیمی از جمعیت 28 میلیونی‏ این کشور را این ایرانی تباران تشکیل میدهند. ازبک‏های حاکم ، میانه خوبی با تاجیک‏های هم‏مرز خود در کشور تاجیکستان ندارند و تاجیک‏های داخل ازبکستان را نیز به نوعی مقهور فرهنگ ازبکی کرده‏اند. در نتیجه وقتی به پارسی‏زبانان این سرزمین باستانی و به یاد مانده از دوران امیر اسماعیل سامانی می‏نگری، هم احساس غرور می‏کنی و هم بغض گلویت را می‏گیرد. بخارا(این شهر ایرا

توخته میش توخته یف، متخلص به«پیمان» از شاعران معاصر پارسی گوی ازبکستان
ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

پیمان
توخته میش توخته یف، متخلص به « پیمان » یکی از شاعران معاصر پارسی گوی ازبکستان، در سال 1955  در روستای « سنتاب » واقع در منطقه « نورعطاء » به دنیا آمد . تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدرسه 10 تاجیکی فرا گرفت و پس از آن برای ادامه تحصیل در مقطع عالی، به سمرقند آمد و در دانشکده زبان و ادبیات تاجیکی دانشگاه تربیت معلم سمرقند تحصیل نمود .
پس از فراغت از تحصیل، مدت پنج سال در مدرسه روستا به تدریس زبان و ادبیات فارسی اشتغال داشت . سپس به تاشکند آمد و از سال 1982 تاکنون در اداره روزنامه  « آواز تاجیک » به عنوان خبرنگار و مسئول بخش فرهنگ ایفای وظیفه می کند.
از زمان دانش آموزی مشق شعر می گوید و نخستین بار، شعرهایش در دوره دانشجویی به چاپ رسیده است. نخستین مجموعه ی شعر « پیمان » در سال 1991 توسط « انتشارات ادیب » در دوشنبه، تحت عنوان « سنگ نوشته » به چاپ رسید . مجموعه ی کامل اشعار « پیمان » با عنوان « شباویز » در سال 2000 توسط انتشارات «یازوچی» (نویسنده) در تاشکند منتشر شد .در شعرهای او، حسن معنوی و الهی انسان و ارتباط او با طبیعت ستوده شده است.
می توان این مطلب را در مورد پیمان ذکر کرد ایشان از شاعران سنت گرا ی کشور ازبکستان
است که اکثر اشعارش را قوالب سنتی شعر فارسی، مثل : غزل و رباعی و دوبیتی، با زیبایی خاصی سروده است.
وی از سال 1994 عضو اتحادیه ی نویسندگان ازبکستان می باشد. همچنین او از سوی حکومت ازبکستان با دریافت جایزه دولتی مفتخر شده است.
نمونه هایی از ا شعار او در تاجیکستان و ایران (کتاب « باغ بسیار درخت » برگزیده شعر معاصر فارسی، تهران، 1383 ) به چاپ رسیده است.
« پیمان » چند عنوان از اشعار شاعران ازبک را به فارسی ترجمه کرده است.
نمونه ای از اشعار « پیمان »

« عینی »

در دیده ی من اوست چنان که اصلا نیست
در عرصه ی این دهر نظیرش کمتر
یک هیئت سر تا قدمش نورانی
یک هیئت پا تا به سرش دانشور
***
هرگاه که در خاطره ام میچرخد
این هیئت از نور خرد هوش و کام
آن لحظه ز دل تا به زبانم آید
شکرانه ی بختی که رسیدم زایام
***
شکرانه ی تقدیر که این نوبت باز
بر رغم رقیبان من، او یارم بود
از همت وی نیز به بخت ملت
یک حافظ فرزانه و هوشیارم بود
***
از جمله ی کشاف که دارد عالم
کشاف تری بوده کجا زو برتر
بر کور و کران سده ی بیست از نو
او کشف نموده ملتی را یکسر!
***
تاجیک اگر ملت باقی باشد
پس ملت عینی زسر احیاء کرده ست
یعنی به همه کور و کران یک تاجیک
دو گوش و دو چشم باطن احیاء کرده ست