سمرقند و بخارا

جمعیت پارسی ‏زبانان کشور ازبکستان که پرجمعیت ترین و تاثیرگذارترین کشور آسیای میانه است گروهی فراموش شده‏اند. تقریباً نیمی از جمعیت 28 میلیونی‏ این کشور را این ایرانی تباران تشکیل میدهند. ازبک‏های حاکم ، میانه خوبی با تاجیک‏های هم‏مرز خود در کشور تاجیکستان ندارند و تاجیک‏های داخل ازبکستان را نیز به نوعی مقهور فرهنگ ازبکی کرده‏اند. در نتیجه وقتی به پارسی‏زبانان این سرزمین باستانی و به یاد مانده از دوران امیر اسماعیل سامانی می‏نگری، هم احساس غرور می‏کنی و هم بغض گلویت را می‏گیرد. بخارا(این شهر ایرا

در وصف شهر زیبا و عزیز سمرقند
ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:
دوست خوش بیان و خوش ذوقم جناب عطا منش شعری بسیار زیبا در وصف شهر زیبا و عزیز سمرقند سروده اند که به همه پارسی زبانان پیشکش میشود.

"سمرقند "

از ریشه به دور مانده اى چند
اى شهر غریب اى سمرقند

در رهگذر زمان بماندى
خاموشى و بى نشان بماندى

... باز آى ز خویشتن برون آى
بُردند هویتت به یغماى

تو نقطه ى پر فروغ دوران
تو مرکز سرزمین توران

افتاده جدا به دست تُرکان
بى تو نبوَد دگر خراسان

ما را چه شده کجا رسیدیم
بى نام تو نقشه ها کشیدیم

از توست زبان سرزمینم
از توست مقام مِهتَرینم

وصل است همه دلم به نامت
غم نیست به جز غم وصالت

تو مهد سرود و شعرهایى
تو موطنِ رودکىِ مایى

مهد همه مِهتَران تو بودى
گهواره سُغدیان تو بودى

جیحون به تو وامدار مانده
سیحونِ تو بی نشان بمانده

در رنج فراقِ خاک ایران
میسوزى و نیست هیچ درمان

تاجیکى و پارسى زبانت
گمگشته میان مردمانت

تیمور و مغول همه برفتند
بودى و بمانده اى، سمرقند

نام تو و نام ما یکی بود
اندیشه ، کلام ما یکی بود

خوارزم و خجند آن ما بود
گرگانج دیار و زان ما بود

از زابل و بلخ تا بخارا
کردند جدا شما و ما را

بگشاى دلت ببار پر خون
بردند تو را چو آبِ جیحون

ما را و تو را همه جدا کرد
بیگانه و دوست هر که را کرد

یادِ من و تو ملالِ ما بود
پیوستنِ تو خیالِ ما بود

اکنون که شدیم در کرانه
برخیز و بیا تو در میانه

از توست اشاره ای به یک بار
از ماست دویدن دو صد بار

برخیز چو ما به یادِ میهن
غافل مشو از گذشته و من

برخیز و بِبُر ز خود همه بند
باز آى به اصلِ خود سمرقند