سمرقند و بخارا

جمعیت پارسی ‏زبانان کشور ازبکستان که پرجمعیت ترین و تاثیرگذارترین کشور آسیای میانه است گروهی فراموش شده‏اند. تقریباً نیمی از جمعیت 28 میلیونی‏ این کشور را این ایرانی تباران تشکیل میدهند. ازبک‏های حاکم ، میانه خوبی با تاجیک‏های هم‏مرز خود در کشور تاجیکستان ندارند و تاجیک‏های داخل ازبکستان را نیز به نوعی مقهور فرهنگ ازبکی کرده‏اند. در نتیجه وقتی به پارسی‏زبانان این سرزمین باستانی و به یاد مانده از دوران امیر اسماعیل سامانی می‏نگری، هم احساس غرور می‏کنی و هم بغض گلویت را می‏گیرد. بخارا(این شهر ایرا

وضعیت و دورنمای زبان فارسی و ایران‌شناسی در تاجیکستان (1)


گفتگو با آقای دکتر صفر عبد الله، شرق‌شناس تاجیک و استاد دانشگاه روابط بین‌الملل و زبان‌های جهانی قزاقستان (آبیلای خان)


تأکید بر اینکه ایران و تاجیکستان هر دو اعضاء یک پیکرند بیراه نیست، چرا که مروری کوتاه به تاریخ، فرهنگ، آداب و سنن مشترک بین مردمان دو کشور چیزی جز این به دست نمی‌دهد. به‌رغم این اشتراکات، متأسفانه به تبع تصمیمات سیاسی یکی از مهم‌ترین وجود مشترک میان این مردمان یعنی زبان فارسی در تاجیکستان مهجور واقع شده و همین مسئله مانعی مهم بر سر توسعة تعاملات میان دو کشور در حوزه‌های مختلف از جمله در حوزة فرهنگی بوده است. موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) برای مداقه بیشتر در خصوص چرایی این موضوع و دورنمای زبان فارسی در تاجیکستان، گفتگویی را با آقای دکتر صفر عبدا...، شرق‌شناس تاجیک و استاد دانشگاه روابط بین‌الملل و زبان‌های جهانی قزاقستان (آبیلای خان) ترتیب داده که مشروح آن در ادامه از نظر می‌گذرد؛

آقای دکتر، وضعیت زبان فارسی در تاجیکستان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
زبان فارسی در تاجیکستان زبان مردم این کشور و تاجیکستان خاستگاه زبان فارسی است. متأسفانه چندان که دل من می‌خواهد وضع زبان فارسی در تاجیکستان خوب نیست. در میان عوامل مختلف، مهم‌ترین مانعی که برای گسترش زبان فارسی در تاجیکستان وجود دارد و می‌توان آن را به دیوار چین تشبیه کرد، خط سیرلیک است. اگر تاجیکستان می‌خواهد جزء کشورهای فارسی‌زبان باقی بماند و پیشرفت کند، اقدامی که باید بکند برداشتن این دیوار بسیار سنگین (سنگین‌تر از دیوار چین)، یعنی خط سیرلیک است. به هر حال، خط فارسی باید در تاجیکستان احیاء شود. تا سال ۱۹۳۰ در تاجیکستان، همه با همین خط می نوشتند.
برخی از بزرگان فرهنگ تاجیکستان از جمله استاد صدر الدین عینی و استاد ساتم اولوغزاده که در زمان شوروی نیز فعالیت کردند، آثار خویش را به خط فارسی می نوشتند. تقریبا تا زمان دگرگون شدن خط فارسی زبانان آسیای مرکزی که بدبختانه با دستور استالین گجستک صورت گرفت، همه زبان خود را فارسی می‌گفتند و اصطلاح زبان تاجیکی نیز اصطلاحی جدید است و بیشتر با اندیشه های سیاسی جا افتاده است. این مسئله‌ای است که من بارها گفته و از سی سال قبل هم بر آن تأکید دارم. من در این موضوع یعنی پیوند خط و زبان فارسی هم در تاجیکستان، هم ایران و هم در روسیه مقالاتی چاپ کرده‌ام.
یک مقاله من به زبان فارسی، اول در مجله کیهان فرهنگی حدود بیست سال پیش و بعدا در مجموعه ای با نام «در دری» انتشار یافته بود و در آن مقاله من تلاش کردم پیوند ناگسستنی خط و زبان را نشان بدهم و با تاکید به احیای دوباره خط فارسی در تاجیکستان اشاره کردم. ببینید هر زبان با یک خط پیوند دارد و این پیوند ناگسستنی است. باید به این نکته اشاره کنم که ما فارسی زبانان بعد از تسخیر ایران از سوی اعراب بیابانگرد مجبور شدیم خط عربی را نیز در برابر دین مبین اسلام بپذیریم، البته با یک مجموعه شرایط. مثلاً بعضی حرف ها و آواهایی که خاص زبان فارسی بود، در آن خط وارد شد.
با این ملاحظه، ۱۴۰۰ سال است که زبان فارسی جدید پر از واژه‌های عربی شده و در این فرآیند، این زبان با خط قدیم زبان عربی هم تلفیق و هم‌نوا شده است. در تاجیکستان فاجعه این بود که یک بار خط فارسی را ربودند و به جای آن خط لاتین را جایگزین کردند که این فرآیند ده سال طول کشید. بعد از آن نیز به فرمان آقای استالین دستور داده شد که تمام کشورهای آسیای مرکزی از جمله تاجیکستان باید خط سیرلیک را بپذیرند و فاجعه این است که در میان مردم فارسی زبان آن روز آسیای مرکزی، هرکس با این فرمان مخالفت می‌کرد، سرکوب، منزوی و حتی کشته می‌شد.
در این میان، کسانی هم پیدا شدند که «از برتری» خط سرلیک سخن به میان آوردند و در نهایت تاجیکان را وادار کردند که خط سیرلیک را بپذیرند. هدف اصلی هدف سیاسی بود. می خواستند تفرقه بیندازند و حکومت کنند. چنانکه سال ۱۹۶۶ زبان تاجیکان افغانستان را تنها به خاطر آنکه از ایران بزرگ و تاجیکستان جدا کنند، دری نام گذاشتند. پیداست که ما تعبیر زبان دری داشتیم ولی نه به عنوان زبان جداگانه ای، بلکه مرادف زبان فارسی بود. این هم عملی سیاسی بود و خوشبختانه فرهنگیان افغانستان هنوز هم خود را فارسی زبان می گویند. زبان فارسی از چنان پشتوانه بزرگی برخوردار است که این گونه تلاشهای خصمانه کاری آنچنانی نکرد و چنانکه می بینید ما هنوز با یک زبان صحبت می کنیم و ان شاالله تا قیامت چنین خواهد بود و تا باد چنین بادا.
با وجود اینکه در طول هفتاد سال و در دورة پساشوروی این خط در تاجیکستان رایج بوده، اما هنوز این خط و این پیراهن به آن تَنی که زبان فارسی است، خوش‌اندام نیست و به عبارتی یک وصلة بسیار ناجور است. این مسئله نه تنها برای تاجیکان، بلکه برای همه فارسی‌زبانان بسیار فاجعه‌بار است. باید توجه داشت که اگر خط فارسی در تاجیکستان احیاء شود، از یک سو تاجیکان فرارود با این میراث فرهنگی که در طول بیش از هزار سال ثبت شده‌، کاملاً آشنایی پیدا می‌کنند و از سوی دیگر با سایر برادران هم‌خون، هم‌‌ریشه و هم‌زبان خود در این سوی مرزها ارتباط پیدا می کنند و آهسته آهسته زبان معیار در آنجا نیز رایج می‌شود. اما باید یک نکته دیگر را اضافه کنم که زبان رایج در تاجیکستان بزرگ‌ترین گنجینة واژه‌های زیبای فارسی است که در آنجا حفظ شده و اما در ایران واژه‌های عربی و لاتین به نحو گسترده‌ای جای آنها را گرفته است.
فاجعه این است که در جایی که اصلاً نیازی نیست ما عربی صحبت می‌کنیم، جایی که مثلاً می‌توانیم به راحتی بگوییم «رفت و‌ آمد» از اصطلاح عربی «ایاب و ذهاب» استفاده می‌کنیم. من دلیل این استفاده را نمی‌فهمم. آیا این فضیلت است! من در مقابل هیچ زبانی نیستم و زبان عربی را می‌دانم، اما وقتی یک ایرانی به جای «رفت‌ و آمد»، «ایاب و ذهاب» می‌گوید، اعصاب من خرد می‌شود! خلاصه اینکه خیلی از واژه‌های زیبای زبان فارسی را می‌توان از تاجیکستان گرفت. من فکر می‌کنم که راه‌ دیگری به جز احیاء خط فارسی در تاجیکستان نیست.
تلاش‌هایی ۲۰ یا ۳۰ سال پیش برای تحقق این منظور در تاجیکستان صورت گرفته بود و روشنفکرانی در کشور ما در این مسیر گام‌های مهمی برداشتند، اما از بدبختی و به سبب در گرفتن جنگ داخلی در تاجیکستان تعدادی از خردمندان تاجیک یا کشته شدند و یا تاجکیستان را ترک کردند. پس از این تحول، حتی نام زبان فارسی که در قانون زبان کشور در پرانتز آمده بود، نیز به دست فراموشی سپرده شد. باید توجه داشت که زبانی که به دستور آقای استالین و به نام زبان تاجیکی در تاجیکستان رایج شد، بیش از هر چیز برای جداکردن تاجیکستان از ایران و سایر کشورهای فارسی‌زبان بود.
نکته دیگر اینکه در طول تاریخ، واژه «تاجیک» را به معنی غیرترک و غیرعرب به کار برده‌اند. به این عبارت که فارسی‌زبانانِ ایرانی را در گذشته در قیاس با عرب، «عجمی» و در قیاس با ترک، «تاجیک» می‌گفتند. مثلاً سعدی شیرازی به معشوق خود می‌گوید؛
شاید که به پادشه بگویند تُرک تو بریخت، خون تاجیک

و یا مولانا می فرماید:
یک حمله و یک حمله آمد شب و تاریکی ترکی کن و چستی کن نه نرمی و تاجیکی

اینجا نرمی و تاجیکی به معنای روشنفکری و شکیبایی می باشد.
و مثلاً «یوسف بلاساغونی» که یک شاعر ترک قرن ۱۱ میلادی است «فردوسی» را تاجیک می‌داند. و یا محمود کاشغری در دیوان لغت ترک خود، واژه تاجیک را به معنی فارس آورده است. یعنی ما می دانیم که تاجیک همان ایرانی یعنی فارس یا فارسی زبان است که در قیاس عرب، عجمی و در قیاس ترک، تاجیک خوانده اند. مولانا جلال‌الدین بلخی نیز خود را در چند مقطع تاجیک می‌خواند و از تاجیک بودن سخن به میان می‌آورد. لذا، تاجیک یعنی ایرانی، غیرعرب و غیرترک. من در آرزوی آن روزی هستم که زبان فارسی و به ویژه خط فارسی به صورت کامل برقرار شود. در آن صورت است که همه چیز درست خواهد شد.
همان طور که گفتید، تغییرات خط و زبان در تاجیکستان با تصمیمات سیاسی انجام شده است. آیا بروز تغییر جدید و پذیرش خط فارسی در تاجیکستان نیاز به تصمیم سیاسی جدیدی دارد؟
هر رئیس‌جمهوری در تاجیکستان اگر می‌خواهد در تاریخ ماندگار بماند، باید زبان فارسی و خط فارسی را در این کشور برقرار کند. همان طور که گفتم رواج دادن خط سیرلیک در تاجیکستان که همچون یک دیوار بسیار سنگین است برای پاره پاره کردن یک ملت واحد مورد توجه قرار گرفت. لذا احیاء خط فارسی در تاجیکستان مسئلة بسیار مهمی است که باید در بارة آن فکر کرد. من نمی‌دانم که دولت‌مردان فعلی تاجیکستان چه دیدگاهی در این زمینه دارند. فقط می‌دانم که اغلب روشنفکران تاجیک با من هم‌عقیده هستند، اما در این میان، هستند کسانی که با نادانی در این مسیر مانع ایجاد می‌کنند به ویژه آنهایی که سواد خواندن خط فارسی را ندارند و منصب و کرسی در اختیار دارند.